به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سینمای نو و به نقل از روابط عمومی خانه سینما، در ابتدای این نشست میثم یزدی دبیر علمی برنامه گفت: سومین برنامه از مجموعه نشستهای «گفتوگومندی در سینمای جهان» که با همکاری خانه سینما و انجمن علمی هنر و ادبیات تطبیقی ایران برگزار میشود، به سینمای موج نوی فرانسه اختصاص دارد.
وی با اشاره به فیلم «موج نو» ساخته ریچارد لینکلیتر افزود: این فیلم یکی از آثار مورد توجه در جشنواره کن ۲۰۲۵ بود که یک فیلمساز آمریکایی آن را ساخته است. این اثر فرصتی برای شکلگیری گفتوگو میان سینمای آمریکا و فرانسه فراهم میکند.
دبیر علمی نشست در ادامه با اشاره به ویژگیهای سینمای موج نوی فرانسه اظهار کرد: سینمای موج نو رویکردی تکصدایی و کارگردانمحور را بر سینما حاکم کرد؛ رویکردی که در تقابل با سینمای بازیگرمحور آمریکا قرار داشت.
در ادامه این نشست، گزیدهای از فیلم «موج نو» ساخته ریچارد لینکلیتر برای حاضران به نمایش درآمد.
میثم یزدی با اشاره به ویژگیهای آموزشی فیلم «موج نو» ساخته ریچارد لینکلیتر گفت: این فیلم اثری آموزشی است و دقایق و ظرایف بسیاری دارد که میتواند برای هنرجویان رشته سینما آموزنده باشد. ژانلوک گدار در سپتامبر ۲۰۲۲ درگذشت و فیلم لینکلیتر بازسازی عینبهعین بخشهایی از فیلم «از نفس افتاده» ساخته گدار است.
«از نفس افتاده» سینما را به پیش و پس از خود تقسیم کرد
فرزاد مؤتمن با اشاره به هزینه و شرایط تولید فیلم «از نفس افتاده» گفت: این فیلم با بودجه ۴۰۰ هزار فرانک ساخته شد که معادل ۸۰ هزار دلار بود. اگر تفاوت نرخ ارز را در نظر بگیریم، این مبلغ در شرایط امروز معادل ۸۷۶ هزار دلار است که برای ساخت یک فیلم رقم چندان زیادی محسوب نمیشود. این فیلم در مدت ۲۲ روز ساخته شد. به قول فرانسوا تروفو، «از نفس افتاده» سینما را به پیش و پس از خود تقسیم کرد.
وی با مقایسه شرایط تولید فیلم لینکلیتر با اثر گدار افزود: فیلم لینکلیتر چهار میلیون دلار از نتفلیکس دریافت کرده که این مبلغ جدا از بودجه اصلی فیلم است. در واقع، این فیلمساز سه برابر گدار برای ساخت اثر خود بودجه در اختیار داشته و فیلمش را در مدت ۵۰ روز فیلمبرداری کرده است. فیلم لینکلیتر اثر بدی نیست اما نمیتوان آن را اثری ماندگار به شمار آورد. البته ماندگار نشدن این فیلم ارتباطی با بضاعت و توانایی فیلمساز ندارد.
مؤتمن با اشاره به تفاوت شرایط تاریخی شکلگیری دو فیلم اظهار کرد: شرایط تاریخی که موج نوی سینمای فرانسه را به وجود آورد، در فیلم لینکلیتر وجود ندارد؛ چراکه او فیلمسازی آمریکایی است و اساساً درکی از آن شرایط تاریخی نداشته است. اهمیت «از نفس افتاده» در این است که پس از گذشت هفتاد سال از زمان ساخت آن، همچنان به ما یادآوری میکند که میتوان قواعد و چارچوبهای سینمایی را نادیده گرفت و با بازیگوشی و شیطنت به ساخت فیلم پرداخت.
این فیلمساز ادامه داد: در اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی، موضوع صرفاً این نبود که چند جوان تصمیم گرفته باشند قواعد سینما را نادیده بگیرند؛ این رویکرد ریشه در شرایط تاریخی و پیامدهای جنگ جهانی دوم داشت. اگر فیلمسازانی که امروز از آنها با عنوان فیلمسازان پستمدرن یاد میکنیم، گاهی به شکلی ناخودآگاه دست به تجربهگری میزنند، گدار و دوستانش کاملاً آگاهانه این مسیر را انتخاب کرده بودند.
موج نوی فرانسه؛ واکنشی به سلطه سینمای آمریکا
مؤتمن در ادامه با اشاره به وضعیت اکران فیلمهای آمریکایی در فرانسه و تأثیر آن بر شکلگیری موج نو گفت: در آن سالها امتیاز اکران ۸۰ درصد ظرفیت سینماهای فرانسه در اختیار هالیوود قرار گرفته بود. فیلمسازان موج نو از دوران نوجوانی با سینمای آمریکا آشنا بودند و با فیلمهای آن بزرگ شده بودند. فیلمنامهای که فرانسوا تروفو و کلود شابرول نوشتند و برای کارگردانی به گدار واگذار شد، در چنین شرایطی میتواند زمینهای برای فهم سینمای فرانسه در برابر تسلط سینمای آمریکا باشد.
وی با اشاره به تفاوت شخصیتپردازی در سینمای گدار و سینمای کلاسیک هالیوود بیان کرد: در فیلمهای گدار، شخصیتپردازی به شکل کلاسیک وجود ندارد و شخصیتها فاقد ابعاد روانشناختی متعارف هستند. از همان ابتدا میتوان شباهتهایی میان «از نفس افتاده» و تریلرهای گنگستری سینمای نوآر مشاهده کرد.
ابهام و عبور از قواعد کلاسیک روایت
مؤتمن در ادامه با اشاره به شیوه روایت در «از نفس افتاده» گفت: در فیلم شاهد یک قتل تصادفی هستیم، اما همچنان علاقهمندیم بدانیم چه اتفاقی برای شخصیت رخ میدهد. این فیلم ابعاد و ویژگیهای یک اثر کلاسیک هالیوودی را ندارد و از همان ابتدا با مخاطب قرار میگذارد که به واکاوی دنیای درونی شخصیت اصلی نپردازد. این رویکرد نیز در تقابل با قواعد سینمای کلاسیک قرار میگیرد.
این فیلمساز با اشاره به استفاده گدار از جامپکات در این فیلم اظهار کرد: جامپکاتهای عمدی در فیلم گدار وجود دارند، هرچند پیش از او نیز نمونههای محدودی از این شیوه تدوین در سینما دیده شده بود؛ با این حال، این قاعده با نام گدار ثبت شده است.
مؤتمن با اشاره به تفاوت رویکرد روایی لینکلیتر و گدار خاطرنشان کرد: اینکه در فیلم لینکلیتر منتقدی تصمیم میگیرد فیلم بسازد و پیشنهادی برای دریافت فیلم به او ارائه میشود، از یک الگوی کلاسیک پیروی میکند؛ در حالی که گدار هیچگاه چنین فیلمی را کارگردانی نمیکرد.
فیلم «موج نو» اثری لطیفتر از فیلمهای گدار است
مؤتمن در ادامه با اشاره به سرنوشت فیلم «از نفس افتاده» و جایگاه ژانلوک گدار در تاریخ سینما گفت: با وجود اینکه نتیجه نهایی فیلم گدار مورد توجه تهیهکننده قرار نگرفت، این اثر بعدها به یکی از موفقترین فیلمهای سینمای جهان تبدیل شد. گدار در مجموع و با احتساب فیلمهای کوتاه، مستندها و آثار تلویزیونی، ۱۰۵ فیلم ساخت.
این فیلمساز ادامه داد: فیلم لینکلیتر انرژی خود را از موقعیتها و افرادی میگیرد که به آنها میپردازد و فیلمساز به برگ برنده اثر خود آگاه است. او فیلم را با شیوهای ساخته که پیشتر در سهگانه خود نیز تجربه کرده بود؛ یعنی روایت داستانی بسیار کمپیرنگ که نقاط عطف جذابی دارد. در فیلم «موج نو» نیز با همین الگو مواجه هستیم.
مؤتمن با اشاره به تفاوت رویکرد لینکلیتر با شیوه فیلمسازی گدار اظهار کرد: اگر این فیلم با ساختاری گداری ساخته شده بود، قطعاً نتفلیکس چهار میلیون دلار برای تولید آن پرداخت نمیکرد. فیلم لینکلیتر در جزئیات با سلیقه و دقت عمل کرده و در بازسازی اتمسفر و فضای تصویری اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی نیز بسیار واقعی به نظر میرسد.
«موج نو» ما را به دوران تجربهگرایی دعوت میکند
مؤتمن در ادامه نشست با اشاره به رویکرد روایی ریچارد لینکلیتر در فیلم «موج نو» گفت: این فیلم دورانی را به تصویر میکشد که هنوز فیلم «از نفس افتاده» ساخته نشده و این اثر انقلابی در سینما تحولی ایجاد نکرده است. در نتیجه، لینکلیتر در مواجهه با این موضوع رویکردی محافظهکارانه دارد.
مؤتمن خاطرنشان کرد: فیلم لینکلیتر ما را دعوت میکند تا به دوران تجربهگرایی و آزادی مطلق در فرم بازگردیم؛ دورانی که شکلگیری آن اتفاقی مهم در تاریخ سینما بود.
موج نو حاصل گفتوگو با تاریخ سینما و جریانهای مختلف و رقیب بود
در ادامه این نشست، روحالله حسینی معاون توسعه فناوری و مطالعات سینمایی سازمان سینمایی و استاد دانشگاه تهران، با اشاره به ویژگیهای سبکی موج نوی سینمای فرانسه گفت: معمولاً موج نو را با ویژگیهایی سبکشناختی مانند فیلمبرداری روی دست و در خیابان، هزینه تولید پایین، دیالوگهای بداهه یا نیمهبداهه، جامپکات و مواردی از این دست میشناسیم. اما موج نو این ویژگیها را در نتیجه مجموعهای از گفتوگوهای چهارگانه با حوزههای مختلف در خود جذب کرد. در واقع، این ویژگیهای سبکی حاصل نوعی گفتوگومندی هستند. موج نو در چهار حوزه وارد گفتوگو شد که نخستین آنها تاریخ سینما بود.
وی در تشریح زمینههای تاریخی شکلگیری موج نو افزود: فرانسهی بعد از جنگ جهانی دوم، جایی بود که سینما در آن به شکل بیسابقهای دیده میشد. فرهنگ سینما دوستی و سینهکلوبها به همت کسانی مثل لویی دلوک یا ژرژ فرانژو از سالهای ۱۹۲۰ به بعد شکل گرفته بود. سینماتک فرانسه، که پیش از جنگ و در سال ۱۹۳۶ تاسیس شده بود، به مدیریت آنری لانگلوا، هر شب فیلمهای کلاسیک نشان میداد. جوانانی مثل فرانسوا تروفو، ژانلوک گدار، کلود شابرول، اریک رومر و ژاک ریوت در آن سالنها بزرگ شدند. اینها چون مدرسهی فیلم رفته بودند فیلمساز نشدند؛ فیلمساز شدند چون بیش از حد فیلم دیده بودند. پس رشد سینماتکها در فرانسه طی نیمه اول قرن بیستم تاثیری عمیق بر رشد فرهنگ سینما در بین فرانسویها و بویژه جوانها گذاشت. بعد از جنگ، فیلمهای آمریکایی که در دوران جنگ با محدودیت نمایش در فرانسه مواجه بودند، به شکلی گسترده در سینماهای فرانسه به نمایش درآمدند. همچنین مهم است بدانیم که فرانسویها در کنار آلمانیها و ایتالیاییها در نیمه اول قرن بیستم به تجربهورزی در سینما اهمیتی فوقالعاده میدادند و به سینمای هنری و آوانگارد جان تازهای بخشیدند.
معاون توسعه فناوری و مطالعات سینمایی سازمان سینمایی با اشاره به تحولات عرصه نقد فیلم در فرانسه اظهار کرد: در سال ۱۹۵۱ اتفاق تازهای در فرانسه رخ داد و نقد سینمایی به امکانی جدیتر دست یافت. تا پیش از آن، نقد فیلم عمدتاً بر مضمون، داستان و جنبههای ادبی آثار متمرکز بود، اما مجله «کایه دو سینما» رویکرد متفاوتی را در پیش نهاد. در این رویکرد، عناصر سینمایی نظیر میزانسن، ریتم، ترکیببندی و شیوه کارگردانی بهطور جدی مورد توجه قرار گرفتند.
وی تأکید کرد: گفتوگو با تاریخ سینما و بازخوانی آن، فضای تازهای برای شکلگیری موج نو فراهم کرد. در کنار این موضوع، گفتوگو با سینمای رقیب، یعنی هم سینمای کیفیت در خود فرانسه و هم سینمای هالیوود نیز یکی دیگر از محورهای مهم در شکلگیری و تکوین موج نو بود. گفتگوی سوم اما گفتگو با تماشاگر بود که از نظر موج نوییها در کنار فیلمساز نشسته بود و نه پایینتر از او. موج نوییها چنین گفتگویی با تماشاگر خود برقرار کردند.
وی با اشاره به چهارمین حوزه افزود: چهارمین مورد، گفتوگوی موج نو با زمانه خود است. موج نو علاوه بر تأثیرپذیری از شرایط و تحولات اجتماعی و سیاسی آن دوران، از حمایت هوشمندانه دولت فرانسه از سینماگران جوان نیز برخوردار بود. در آن دوره، مالرو، وزیر فرهنگ فرانسه فردی آشنا با هنر و ادبیات بود و دولت سرمایه مورد نیاز برای تولید فیلمهای کمهزینه را بدون پیشفرضهای ایدئولوژیک در اختیار فیلمسازان قرار میداد. همین مسئله زمینهای فراهم میکرد تا فیلمسازان با آزادی بیشتری دست به تجربه و ریسک بزنند.
معاون توسعه فناوری و مطالعات سینمایی سازمان سینمایی ادامه داد: از سوی دیگر و مهمتر از همه، سینمای مستقل پیشتر تماشاگرانی را پرورش داده بود که توانایی درک و همراهی با آثار موج نو را داشتند. در تاریخ سینما جریانهای مهمی به اندازه موج نو وجود ندارند و اسامی فیلمسازانی که در شکلگیری این جریان نقش داشتند، خود گواه اهمیت و جایگاه آن است.
حسینی در پایان با اشاره به ظرفیتهای نظری این جریان سینمایی خاطرنشان کرد: خوانش باختینی مبتنی بر مفاهیمی چون گفتگومندی، چندصدایی و ناتمامبودگی، از موج نو نیز موضوعی بسیار پراهمیت است که همچنان ظرفیت فراوانی برای بررسی و بحث دارد که امیدواریم در وقت دیگری بدان بپردازیم.
در این نشست، دکتر بهمن نامور مطلق اسطوره شناس و استاد دانشگاه، سهراب فتوحی رئیس انجمن دوستی ایران و فرانسه، حسن آقاکریمی، محمدعلی حسین نژاد نیز حضور داشتند.
























