استخر سومین تجربه بلند سینمایی سروش صحت، فیلمی است با مضامین آشنای فیلمهای قبلی او، دمغنیمتشماری، بیاعتباری دنیا و شگفتانههایی که در غیرمترقبهترین اوقات رخ میدهند و زندگی فردی شخصیتها را دیگرگون میکنند.
صحت برای بیان این ایدهها زبانی خلق کرده که مخصوص خود او و فیلمنامهنویس همکار اوست و میتوان این بیان را در سریالها یا فیلمهای دیگر او به وضوح رد گرفت. یک مضمون مشترک در سه فیلم بلند او مقوله مرگ است و جالب آنکه در جهان با من به رقص (۱۳۹۸) که توقع مخاطب آن است که شخصیت اصلی فیلم – که درگیر یک بیماری لاعلاج و نزدیک به مرگ است – در نهایت از جهان درگذرد اما بر خلاف انتظار مخاطب، فیلم، با زنده ماندن او به پایان میرسد ولی در صبحانه با زرافهها (۱۴۰۳) و یا استخر کسانی رخداد مرگ را تجربه میکنند که اصلاً توقع مرگ آنها نمیرود و این هم از شوخیهایی است که در فیلمهای سروش صحت میتوان آنها را دید، خصوصا که در هر دوی این فیلمها شخصیتهایی که نقش داماد را ایفا میکنند در خلال یک عنصر غافلگیری مرگ را تجربه میکنند، آن هم در غیرمترقبهترین وضعیت ممکن که مخاطب توقع آن را ندارد.
همین عنصر غافلگیری و نابههنگامی شاید عنصر اساسی و بنیادیای باشد که فیلمهای صحت را به هم پیوند میدهد و میتوان در این آثار همین عنصر نابههنگامی را به عنوان قدر مشترکی تلقی کرد که کمابیش در بین آنها پیوند و انسجام ایجاد میکند؛ شاید بتوان از همین منظر دنیای ذهنی فیلمهای او را خیامیوار توصیف کرد، دنیایی که در عین نابههنگامی سرشار از لحظاتی است که باید قدر آنها را دانست و چون هر آن امکانِ زیر و زبر شدن زیست-جهان فرد وجود دارد، لاجرم توجه و اعتنای او به فرصت زندگی بیشتر میشود.
در استخر این عنصر نابههنگامی رنگ و بوی بیشتری دارد به نحوی که بیشتر رخدادهایی که شخصیتهای فیلم از سر میگذارنند ذیل همین نابههنگامی و غافلگیری است؛ مثلا درست در زمانی که زن و شوهری در خلوت در حال صحبتهای عاشقانه با هم هستند، زن به شوهرش میگوید که میخواهد از او جدا شود، یا پدر بهار (با بازی علیرضا خمسه) که تازه با زنی آشنا شده و ازدواج کرده، در اوان ازدواج ناگهان سرنوشت متفاوتی برایش رقم میخورد یا بسیاری از لحظات دیگر فیلم که بر خلاف انتظار و توقعِ مخاطب مسیر رویدادها کلا سمت و سوی دیگری به خود میگیرد.
ساختار فرمی فیلم هم انطباق مناسبی با مضمونی دارند که جهانِ فیلم را میسازند؛ سکانسهای کوتاه و نیمه بلند، میزانسهای متنوع، موقعیتهای کمیک و طنازانه که جدیّت و تلخی رخدادهای روایت شده را تلطیف میکنند و در نهایت شوخ و شنگانه کردن رخدادها، همگی، مخاطب را به سمت نوعی از سرخوشی و پذیرش شادمانه سرنوشت تلخ شخصیتهای مختلف اثر سوق میدهد، کاری که در فیلمهای پیشین او هم میبینیم و خصوصیت فرمی کارهای سینمایی سروش صحت است.
تلاش استخر برای ساختن فضای ذهنیای که مخاطب را به سویههای دیگری از زیست روزمره فرا ببرد و فرصتی برای درک ناپایداری زندگی و امکان از دست رفتن فرصتها تمهید کند، تلاشی قابل تأمل است که در قالبِ زبان خاص او و در فرمی در هماهنگی با مضمون و محتوا ارائه شده است و این هماهنگی خودبهخود فیلم او را به سطح اثر جدی و حامل معنا فرا میبرد.
نقدها و یادداشتها صرفاً نظر نویسنده است و سینمای نو مسئولیتی در قبال آن ندارد




















