به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سینمای نو و به نقل از مشاور رسانهای پروژه، مهتاب ثروتی، بازیگر فیلم «حال خوب زن»، در ابتدای این نشست درباره چگونگی نزدیک شدن به شخصیت سارا و آمادهسازی برای ایفای این نقش گفت: «ایفای این نقش برای من خیلی سختتر بود، چون باید ارتباط حسی با این کاراکتر برقرار میکردم. سارا کنشهای بیرونی زیادی نداشت و به نظرم بازی کردن نقشهایی که کنش بیرونی بیشتری دارند، برای یک بازیگر راحتتر است. به همین دلیل، ترفندهای مختلفی را امتحان میکردم. خوشبختانه زمان کافی هم داشتیم تا بتوانیم روی نقش کار کنیم.»
او با اشاره به گفتوگوهایش با کارگردان و تحقیق درباره موضوع فیلم ادامه داد: «با آقای برزکی درباره فیلمنامه گپهای زیادی میزدیم. بعد شروع کردم به دیدن مستندهایی که معمولاً ایرانی نبودند؛ چون وقتی خانمها درباره چنین تجربههایی صحبت میکنند، اغلب تمایلی ندارند تصویرشان دیده شود. در نمونههای ایرانی هم بیشتر در پادکستها با این موضوع مواجه میشدم. به همین دلیل، شروع کردم به گوش دادن، خواندن و دیدن و کمکم شخصیت سارا برایم شکل گرفت.»
ثروتی با بیان اینکه برای نزدیکتر شدن به شخصیت، ارتباطی ذهنی و عاطفی با او برقرار کرده بود، افزود: «با این حال، هنوز احساس میکردم با نقش فاصله دارم. برای همین شروع کردم با سارا حرف زدن و هر روز برایش نامه نوشتن؛ اینکه چه چیزی را احساس کرده و من چه کاری میتوانم برایش انجام بدهم. در واقع، ارتباطی خیالی شکل گرفت که البته برای من فراتر از خیال بود و خیلی کمک کرد تا بتوانم سارا را تا حدودی درست بازی کنم.»
علی مرادی، بازیگر نقش ابراهیم در فیلم «حال خوب زن»، نیز درباره روند آمادهسازی خود برای ایفای این نقش گفت: «برای شخصیت ابراهیم ماهها صحبت کردیم و حدود دو سه ماه، هفتهای دو سه روز، برای سکانسهای مختلف تمرین داشتیم. آقای برزکی خیلی همراه بود و درباره هر سکانس صحبت میکردیم. یک سؤال همیشگی این بود که اگر من، علی مرادی، در آن شرایط قرار میگرفتم و این اتفاقات برایم میافتاد، چه واکنشی نشان میدادم؟ آقای برزکی میپرسیدند اگر خودت بودی، چه اتفاقی میافتاد؟ گاهی بابت همین سؤال یک ساعت مینشستیم و صحبت میکردیم. فیلمهای زیادی هم با هم دیدیم و فکر میکنم ریتم بازی ابراهیم را با هم ساختیم.»
او با اشاره به شیوه روایت فیلم و نقش سکوت و نگاه در بازی خود ادامه داد: «خدا را شکر فیلم ما از آن فیلمهایی نیست که پر از دیالوگ باشد و مدام بخواهیم حرف بزنیم. مفهوم و فضای فیلم است که داستان را جلو میبرد. ابراهیم خیلی جاها فقط نظارهگر است و شاید همین واکنش بتواند روحیات درونیاش را نشان بدهد. کارگردان درباره ریتم بازی، حتی چرخش گردن، سکوت و نگاه کردن توضیح میداد و میگفت چه چیزی مدنظرش است. ما هم تلاش میکردیم به همان چیزی که او میخواهد برسیم.»
در ادامه این نشست، حسین کاکاوند، تهیهکننده فیلم، با اشاره به تجربه شخصی خود از ابتلا به بیماری اماس، درباره اهمیت نحوه مواجهه پزشکان با بیماران گفت: «من ۱۸ سال پیش فهمیدم که اماس دارم و در این مدت، اتاق درمان را از منظر یک بیمار بهخوبی درک کردهام. وقتی به بیمار میگویید چه بیماریای دارد، شاید برای شما که هر روز با تعداد زیادی بیمار سروکار دارید، موضوعی عادی باشد؛ در حالی که آن لحظه میتواند مهمترین لحظه زندگی بیمار باشد و زندگی او را از آن پس تغییر دهد. نحوه انتقال این خبر در تجربه شخصی من، مانند تجربه بسیاری از بیماران، چندان مناسب نبود.»
کاکاوند با اشاره به تأثیر آثار سینمایی بر نگاه جامعه به بیماران افزود: «من معتقدم شما پزشکان در قبال بیماران مسئولیت دارید و باید از حق آنها دفاع کنید. همانطور که پزشکان باید مراقب بیمارانشان باشند، ما هم در حوزه سینما باید نسبت به تصویری که از بیماریها و بیماران ارائه میشود، حساس باشیم. وقتی یک اثر سینمایی تصویری نادرست ارائه میدهد، ممکن است این تصویر بر نگاه جامعه تأثیر بگذارد و حتی زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهد.»
او با بیان اینکه برای ساخت آثار مرتبط با حوزه سلامت به همراهی متخصصان نیاز دارد، گفت: «یکی از فیلمهایی که میخواهم بسازم، درباره بیماران اسکیزوفرنی و دیگری درباره آندومتریوز است.
من درباره این موضوعات تخصص ندارم و به کمک و مشورت شما نیاز دارم تا اشتباه نکنم. من فیلم نمیسازم که صرفاً دیده شود. به نظر من، هنر در زندگی مدرن میتواند یکی از راههای مهم کمک به انسانها باشد و باید ببینیم چطور میتوانیم از این ظرفیت استفاده کنیم.»
تهیهکننده «حال خوب زن» در ادامه، تجربه ساخت فیلم «سوگند بقراط» درباره بیماران مبتلا به اماس را یادآوری کرد و گفت: «در این فیلم، ده بیمار با شرایط و موقعیتهای مختلف جلوی دوربین آمدند؛ از یک دانشآموز و دانشجو گرفته تا دستفروش، پزشک متخصص مغز و اعصاب و زن خانهدار. در بخشی از فیلم، پزشک در مطب به بیماران اعلام میکرد که به اماس مبتلا هستند. این فیلم در کنگره علمی اماس به نمایش درآمد و وقتی متخصصان این حوزه این صحنهها را میدیدند، بسیاری از آنها گریه میکردند.»
کاکاوند با تأکید بر لزوم تعامل جامعه پزشکی با سینماگران ادامه داد: «مسئله من این است که وقتی فیلم یا سریالی درباره بیماریهای روانی ساخته میشود و ایرادهایی در آن وجود دارد، چرا جامعه پزشکی درباره آن صحبت نمیکند؟ چرا متخصصان جمع نمیشوند و درباره اشکالات آن توضیح نمیدهند؟ بهجای اینکه فقط بخواهیم جلوی ساخت یک اثر را بگیریم، میتوانیم به سازندگان کمک کنیم تا فیلم و سریال بهتری بسازند، پزشکان را درست نشان بدهند و بیماران را هم با دقت بیشتری به تصویر بکشند. فاصله میان فیلمساز و مطب پزشک زیاد است و باید برای نزدیکتر شدن این دو حوزه تلاش کنیم.»
او در بخش پایانی صحبتهایش نیز بر اهمیت هنر در زندگی مدرن تأکید کرد و هنر را ظرفیتی برای کمک به بیماران در مسیر رهایی از محدود شدن زندگی به مصرف دارو دانست. کاکاوند معتقد بود هنر میتواند در کنار درمان، فرصتی برای تجربه مسیری متفاوت و کمک به بیماران فراهم کند.
مهدی برزکی، کارگردان «حال خوب زن»، نیز درباره رویکرد خود در روایت داستان و پرداختن به روابط شخصیتها توضیح داد: «ما نمیخواستیم فقط یک اتفاق را نشان بدهیم و بعد از آن عبور کنیم. برای ما مهم بود که شخصیتها در کنار هم قرار بگیرند، درباره مسئله صحبت کنند و ارتباط میان آنها شکل بگیرد. تا زمانی که این ارتباط شکل نگیرد، حتی روند درمان هم به نتیجه نمیرسد. تمام شخصیتهای دیگر داستان هم به شکلگیری این ارتباط کمک میکنند تا در نهایت، وقتی زن سرش را روی شانه همسرش میگذارد، مخاطب بتواند آن احساس خوب و امنیت را درک کند.»
برزکی درباره حساسیت گروه سازنده نسبت به برداشت احتمالی مخاطبان از مسئله مطرحشده در فیلم گفت: «خودمان هم نگران بودیم که بعضی از مخاطبان فیلم را ببینند و تصور کنند این مشکل با یک اتفاق بهسادگی برطرف میشود. به همین دلیل تلاش کردیم در بخشهای مختلف فیلم، رفتارهایی از شخصیت زن و همسرش نشان بدهیم تا این برداشت ایجاد نشود که نزدیک شدن این زوج به یکدیگر فقط به همین مسئله مربوط است. برای ما مهم بود که روند شکلگیری اعتماد و ارتباط میان آنها هم دیده شود.»
کارگردان «حال خوب زن» در ادامه به پیشنهاد مطرحشده در نشست درباره افزودن توضیحات آگاهیبخش به فیلم اشاره کرد و گفت: «باید بررسی کنیم که بهتر است مستقیماً به یک اختلال اشاره کنیم یا درباره تأثیر تجربههای آسیبزا به شکل کلیتر توضیح بدهیم. در این زمینه به راهنمایی متخصصان نیاز داریم تا اطلاعاتی که به مخاطب ارائه میکنیم، دقیق و درست باشد.»
در بخش دیگری از نشست، یکی از متخصصان حاضر با اشاره به نحوه نمایش روند درمان در فیلم، بر اهمیت فضای امن و رابطه مبتنی بر اعتماد تأکید کرد. او گفت: «تأکید باید بر فضای درمان باشد، نه فقط کاراکتر درمانگر. مهم این است که فرد بتواند به آن فضا اطمینان کند و اعتماد داشته باشد. به نظر من، این تأکید درست و بهجاست؛ فضای درمان خیلی مهمتر از شخص درمانگر است. این فضا باید سرشار از اعتماد و امنیت باشد تا فرد بتواند بهتدریج مسیر درمان را ادامه بدهد.»
یکی دیگر از حاضران نیز درباره ارتباط میان واژینیسموس و تجربه ترومای جنسی در فیلم توضیح داد که همه افرادی که با این اختلال مواجهاند، لزوماً سابقه ترومای جنسی ندارند و بهتر است این تفاوت در روایت آثار نمایشی مورد توجه قرار بگیرد. او همچنین تأکید کرد که این اختلال در بسیاری از موارد به درمان پاسخ میدهد و میتوان با ارائه اطلاعات دقیقتر، از شکلگیری برداشتهای نادرست در مخاطبان جلوگیری کرد.
در پایان این گفتوگو، دکتر محمدرضا شالبافان، مدیرکل سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، با اشاره به موضوع پیشگیری از کودکآزاری در فیلم گفت: «به نظرم فیلم از نظر پیشگیری از کودکآزاری فیلم خوبی است. این بخش به مخاطب نشان میدهد که باید مراقب کودکان باشد؛ چون ممکن است فردی که در ظاهر مهربان به نظر میرسد، رفتار دیگری داشته باشد.
اینها واقعیتهایی است که مردم باید درباره کودکان بدانند. به نظرم میتوان با این نوع فیلمها اطلاعات مفیدی در اختیار مخاطبان قرار داد.»
در این نشست، اعضای هیأت مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران، از جمله دکتر محمد کیاسالار، دکتر محمدرضا شالبافان و دکتر احمد احمدیپور نیز حضور داشتند. فیلم سینمایی «حال خوب زن» به کارگردانی مهدی برزکی و تهیهکنندگی حسین کاکاوند ساخته شده است.

























