به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سینمای نو، این مستند ۵۰ دقیقهای در قالب صد و سیویکمین برنامه «مستنداتِ یکشنبه» به مناسبت سوم مرداد، پنجمین سالگرد ثبت جهانی راهآهن سراسری ایران در خانه هنرمندان ایران اکران شد و هوشنگ گلمکانی (منتقد و کارگردان)، مهرداد زاهدیان (مستندساز) و محمد محسنیان (پژوهشگر تاریخ راهآهن) به بررسی اثر پرداخت.
دریغ است ایران که ویران شود
در ابتدا و پیش از نمایش اثر، حمید کریلی که اجرای این برنامه را برعهده داشت، گفت: مناسبت برنامه امشب ۱۰۰ سالگی راه آهن ایران است و مبدا این تاریخ هم تصویب قانون اخذ مالیات از قند و شکر است که هدف از این دریافت مالیات تامین بودجه برای ساخت این ابرپروژه بود. همچنین راه آهن سراسری ایران به طول ۱۴۰۰ کیلومتر چهارمین اثر بعد از اتریش، سوییس و هند و البته طولانیترین پروژه جهانی است که ثبت شده است. تاریخ ثبت راهآهن در یونسکو، سوم مرداد ۱۴۰۰ است.
او با اشاره به این که ساختن بسیار سختتر از ویرانکردن و تخریب است، گفت: پل زیبای تلهزنگ یکی از زیباترین مسیرهای راه آهن بود که در جنگ ۸ ساله تخریب شد و بخشی از این مسیر با راکت یک عراقی نابود شد به طوری که ما پس از این همه سال هنوز نتوانستیم آن را ترمیم کنیم. به همین دلیل از تصمیمگیران میخواهم که همواره تصمیمات عاقلانه بگیرند. دریغ است ایران که ویران شود/ کنام پلنگان و شیران شود.
نگاه ثابت غربیها به شرق
هوشنگ گلمکانی منتقد با اشاره به نگاه غربیها به شرق گفت: در سفرنامههای غربی که درباره ایران نوشتند ایران را یک کشور هزار و یک شب میدانند اما نمایش بدویت از ایران بسیار برجسته است. هرچند که بعدها در فیلمهایی مثل مستند «بادصبا» ما یک وجه شاعرانگی از ایران میبینیم.
او ادامه داد: این شاعرانگی در کنار بدویت یک نگاه مشترک درباره ایران است. این فیلم با اینکه یک فیلم سفارشی است یعنی هم ایران پول داده هم یک کمپانی دانمارکی با این حال نگاه بدوی دارد.
او ادامه داد: این فیلم ۴۵ دقیقه است و ۲۰ دقیقه آن مقدمه است و آن ۲۰ دقیقه صرف همان نمایش بدویت بود. این موضوع سو نیت هم نیست یک نگاه ثابتی از غربیها به ایران و شرقیها است.
این منتقد همچنین ادامه داد: نگاه به زندگی اگزوتیسم در شرق و جهان سوم همراه با بدویت است و هیچگاه هم تمامی ندارد تا جایی که نصف فیلم صرف مقدمه میشود. به نظر من کارگردان این فیلم میخواهد همه چیز را بگوید. به عنوان یک سند تاریخی از ۵ ستاره به این اثر ۵ میدهم اما به عنوان یک فیلم مستند در این اثرژ یک نوع عجله موجود است چون سازندگان این مستند، آن را در سال آخر این پروژه ششساله ساختهاند.
راهآهن؛ یک نقطه تاریخی در ایران
مهرداد زاهدیان مستندساز نیز توضیح داد: یک فیلم مستند را بدون پیوستهای تاریخی آن نمیتوان بررسی کرد. ما باید با پارادیمها و نوع مواجهه و نیازهای زمان این اثر را بررسی کنیم. در آن دوره تاریخی که هندوستان و عثمانی یک مسیر راه آهن طویل داشتند ما نتوانستیم کاری کنیم اما این آرزو در دوره رضاشاه محقق میشود.
این مستندساز ادامه داد: بحث حکمرانی و اقتصاد اهمیت بالایی دارد در کشوری که از جنوب به شمال آن ماهها طول میکشد حکمرانی دچار ضعف است و زمانی که راه آهن وجود ندارد اقتصاد محلی است اما با ایجاد راه آهن اقتصاد گسترش پیدا میکند.
زاهدیان بیان کرد: در مستند هم میبینید که میگوید «ایران، پارس نوین» درواقع راه آهن را به عنوان یک نقطهگذاری تاریخی میداند. در آن دوره نگاه به سینما شکل دیگری داشته است و در آن دوره ما چیزی به نام فیلم صنعتی نداشتیم و توجه روی مسیر تولید بود در حالی که این فیلم توسط یک کمپانی دانمارکی ساخته شد.
راه آهنی که باید در شش سال ساخته شود!
محمد محسنیان، پژوهشگر تاریخ راه آهن، در بخش دیگری از این نشست گفت: ترجیح میدهم به جای جنبههای هنری فیلم، درباره تاریخ شکل گیری آن و انگیزههای ساختش صحبت کنم.
او توضیح داد: بخش مهمی از اطلاعات مربوط به این مستند بر مبنای خاطرات و اسنادی است که از عوامل سازنده آن باقی مانده و از جمله می توان به کتابی با عنوان «راه آهنی که باید در شش سال ساخته شود» اشاره کرد؛ کتابی که شرحی بسیار جذاب از سفر اینگالف بویسن به ایران و چگونگی شکل گرفتن این پروژه را ارائه میدهد.
او با اشاره به ارزش دیدن چهره و زندگی فیلم سازان گذشته افزود: برای او همیشه جذاب است که بداند خالقان یک اثر چه کسانی بودهاند، چه ظاهری داشتهاند و در چه موقعیتی کار میکردهاند.
محسنیان در همین زمینه به عکسهایی از اینگالف بویسن و همکارش اکسل لرگه اشاره کرد و گفت: این دو حدود یک سال و نیم پیش از سفر به ایران، یک موسسه فیلمسازی تاسیس کرده بودند و سپس با پیشنهاد ساخت فیلمی درباره راه آهن ایران، به این پروژه پیوستند.
محسنیان ادامه داد: بویسن در ۲۰ شهریور ۱۳۱۶ برای ساخت فیلمی درباره راه آهن ایران دعوت شد، در حالی که افتتاح رسمی راه آهن سراسری در چهارم شهریور ۱۳۱۷ انجام گرفت؛ بنابراین او کمتر از یک سال فرصت داشت تا این فیلم را آماده کند.
او ادامه داد: در آن زمان بخشهایی از راه آهن شمال از مدتی قبل به بهره برداری رسیده بود و بخشهای دیگر نیز در آستانه تکمیل قرار داشت و همین مسئله بر شتاب و ساختار فیلم تاثیر گذاشت.
او همچنین به همان کتاب اشاره کرد و گفت: این اثر فقط یک منبع تاریخی ساده نیست، بلکه روایتی دقیق از همه ماجراهایی است که در جریان سفر بویسن به ایران رخ داده و به خوبی نشان میدهد این پروژه چگونه پیش رفته است. محسنیان تاکید کرد که ترجمه این کتاب به فارسی میتواند برای پژوهشگران تاریخ سینما و راه آهن ایران بسیار ارزشمند باشد.
این پژوهشگر تاریخ راه آهن در ادامه گفت: بویسن پس از این پروژه نیز چند بار دیگر به ایران سفر کرد و در اوایل دهه ۴۰ خورشیدی به سفارش شرکت کامساکس نیز اثری دیگر تهیه کرد.
او با اشاره به کتابی که آن شرکت منتشر کرده بود، توضیح داد: این اثر در شمارگان محدود و به صورت هدیه در اختیار افراد مختلف قرار میگرفت و امروز نیز از نظر اسنادی اهمیت دارد.
محسنیان در بخش دیگری از صحبتهایش به حضور فردی به نام جمشید در کنار گروه فیلمساز اشاره کرد و گفت: او از هفته های دوم یا سوم اقامت بویسن در ایران به گروه اضافه شد و عملا نقش ناظر و همراه رسمی را داشت.
به گفته او، این حضور را میتوان نشانهای از حساسیتهای نظارتی و نخستین اشکال ممیزی دولتی در مواجهه با تصویر ایران دانست؛ تلاشی از این سو وجود داشته تا تصویری که غربیها از ایران ارائه میکنند، کاملا بر اساس نگاه خودشان شکل نگیرد.
او با اشاره به شرایط تولید فیلم گفت: زمانی که بویسن به ایران آمد، بخش مهمی از مسیرهای راه آهن آماده شده بود و امکان فیلم برداری از پروژه ای به این عظمت فراهم شده بود، اما محدودیت زمانی، شرایط تولید و ضرورت ثبت هرچه سریع تر این دستاورد ملی باعث شد فیلم با شتابی محسوس ساخته شود.
تصویر فکر شده حرکت از سنت به مدرنیسم
هوشنگ گلمکانی با نگاهی تکنیکی به این اثر گفت: به عنوان یک مستند چند عنصر دارد. یک اینکه چون قرار است اطلاع دهد میزان گفتار متن بسیار زیاد است، صداگذاری بسیار کم است. فکر میکنم این فیلم صدابرداری سر صحنه نداشته است، اما بیشتر صدای نریتور و موسیقی را میشنویم و گاهی موسیقی جنبه دراماتیک هم دارد.
او ادامه داد: بخشی از تکههای موسیقی همان سرود شاهنشاهی است که در آن زمان وجود داشت. البته کارگردان تلاش میکند اثرش جنبههای شاعرانگی هم داشته باشد. حسرت من بابت این فیلم، این است که چرا زمان بیشتری برای ساخت آن گذاشته نشده است اما حرکت از سمت سنت به مدرنیسم و نمایش آن در فیلم کاملا فکر شده است.
از نگاه انسانسناسانه تا نگاه توریستی
زاهدیان درباره نگاه هزار و یک شبی که در نوشتههای مستشرقین وجود دارد، گفت: نمیتوان خیلی هم به آنها نمیتوان خرده گرفت. ممکن است برای یک غربی شتر حیوان عجیبی باشد همان طور که کانگورو برای ما غریب است. ما انتظار داریم که غربیها انسانشناسانه به ما نگاه کنند اما نگاه آنها توریستی است و آدمها در آن وجود ندارند.
گلمکانی هم توضیح داد: در فیلم مستند «بادصبا» قائل شدن شخصیت برای باد یک ایده است و مهم این است که یک ایده مفهومی قابل اجرا دارد.
راهآهن ایران دومین پروژه مهم دانمارکیها
محسنیان در پاسخ به این سئوال گلمکانی که چرا مسیر راه آهن به سمت گرگان روی کوهها است توضیح داد: این به دلیل محدودیت ترن در عبور از شیب است. ترنها توانایی تردد از شیب را ندارند و این محدودیت مهندسی است.
محسنیان درباره چرایی ساخت این فیلم گفت: صاحبان این پروژه عظیم، از اجرای آن بسیار مشعوف بودند. دومین پروژه عمرانی مهم برای دانمارکیها، راه آهن ایران است. همچنان ایونتهایی برگزار میشود که درباره راهآهن ایران صحبت میشود. ظاهرا میخواستند کتابی هم برای این پروژه تعریف کنند که به جنگجهانی خوردند. از بندر ترکمن تا قائمشهر را آلمانیها ساختند که اتفاقا راحتترین قسمت بود. بعد از این پروژه اقبال دانمارکیها به خواندن رشته عمران افزایش پیدا کرد.


























