به گزارش گروه تلویزیون پایگاه خبری تحلیلی سینمای نو، فیلم سینمایی «دنیای لوکا» با بازی ژولین تِلّو، ژوآن پابلو مِدینا و باربارا موری؛ که بر اساسِ داستانی واقعی از کتابی به نویسندگی باربارا اندرسون ساخته شده است داستانِ زندگی لوکا است. باربارا و همسرش آندرس در انتظار متولد شدن فرزندشان لوکا هستند. به دلیل بالا رفتن ناگهانی داروی بیهوشی در باربارا در حینِ زایمان، دچار ایست تنفسی شده و همین قضیه باعث می شود تا فرزندش لوکا با اختلالی در مغز به دنیا بیاید. زخمِ ایجاد شده مابینِ دو نیمکره مغز باعثِ حمله های تهاجمی صرع می شود. روزها می گذرد و ناتوانیِ لوکا بیشتر و بیشتر می شود. پزشکان به والدین می گویند که باید به این وضعیت عادت کنند چون راه حلی برای بهبودی فعلا در دسترس نیست. باربارا و آندرس (پدر) و برونو (برادر کوچک تر) و خانم نایه (خدمتکار) در کنارِ لوکا اتفاق های خوب و بدِ زندگی را یکی یکی پشت سر می گذارند تا این که به طور ناگهانی باربارا از طریقِ یک دکترِ مکزیکی به نام کارامیو با شیوه درمانیِ جدیدی که در مرحله تحقیق و آزمایشِ اولیه است آشنا می شود. این شیوه توسط دکتر دو وار در کشور هندوستان انجام می شود. در این درمان که در بازه های زمانی یک ماهه است از طریق یک دستگاه الکترومغناطیسی، سلول های معیوب در مغز را به طور غیر تهاجمی از بین می برند. باربارا به همراه خانواده با تلاش و مشقت فراوان مسیر طولانی از مکزیک تا درمانگاه دکتر دو وار را با پروازهای مختلف طی می کنند تا به مقصد می رسند. بعد از گذشتِ ۲۸ جلسه درمان، در لوکا تغییراتی که نشان از بهبودی نسبی است نمایان می شود. نورِ امید در دلِ خانواده به خصوص باربارا نمایان می شود. به دلیل هزینه های زیادی سفر آنها باید به خانه باز گردند که متوجه می شوند کارامیو در حالِ راه اندازی درمانگاهی بر مبنای شیوه درمانیِ دکتر دو وار و با سرمایه گذاری دکتر دو وار و دیگر شرکایش است. باربارا تلاش می کند که برای اخذِ مجوزهای مربوطه برای ورودِ دستگاه های دکتر دو وار برای راه اندازی درمانگاه در مکزیک به کارامیو کمک کند که ناگهان متوجه می شود …

























