به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سینمای نو، پس از نمایش این مستند ۳۰ دقیقهای که در سال ۱۴۰۳ تولید شده است، فرانک آرتا، مسئول سینماتک و دبیر جلسه، با علی قاسمی کارگردان فیلم درباره تجربه مستندسازی، نزدیک شدن به سوژه و نسبت فیلم با تاریخ شفاهی و تصویری سینمای ایران گفتوگو کرد.
آرتا در آغاز نشست، با اشاره به اهمیت برگزاری برنامه «سینمای مستند تجربی سهشنبهها» گفت:«نمایش مستندهایی با موضوع هنرهای معاصر، فرصتی برای دیدهشدن آثاری است که امکان نمایش گسترده در تلویزیون را پیدا نمیکنند. به گفته او، مستندها علاوه بر ثبت واقعیت، میتوانند منبعی برای یافتن سوژهها و ایدههایی برای سینمای داستانی باشند.
«اژدر خالکوب» روایتی از زندگی حسین محمودی، هنرمندی در حاشیه تاریخ هنر و سینمای ایران است؛ هنرمندی فعال در زمینه نقاشی قهوهخانهای که پیش از ورود ابزارهای دیجیتال به سینما، در طراحی و نقاشی تابلوها و تصاویر مورد استفاده در فیلمها فعالیت میکرد». سپس با اشاره به این پیشینه مرحوم حسین محمودی ، اژدر را شخصیتی دانست که زندگی و آثارش میتواند بخشی از تاریخ سینمای ایران را زنده نگه دارد؛ بهویژه آنکه تعدادی از فیلمها و اسناد تصویری او از میان رفته یا در دسترس نیست».
قاسمی درباره مسیر خود در عکاسی و فیلمسازی توضیح داد که فعالیتش را از سال ۱۳۸۰ در انجمن سینمای جوان زنجان آغاز کرده و عکاسی با فیلمهای سیاهوسفید، نقطه آغاز علاقهاش به ثبت آدمها و محیط پیرامون بوده است. او «میل به تجربه کردن» را ویژگی مشترک فعالیتهایش دانست و تجربهگرایی را اساس شیوه مستندسازی خود معرفی کرد؛ روشی که در آن ساختار فیلم از ابتدا بهطور کامل مشخص نیست و در جریان مواجهه با سوژه شکل میگیرد.
بخش مهمی از گفتوگو در این نشست به چگونگی نزدیک شدن قاسمی به اژدر اختصاص یافت. او گفت :«برای ساخت فیلم نزدیک به دو سال میان زنجان و تهران رفتوآمد داشته و با وجود محدودیتهای مالی و فنی پروژه را ادامه داده است. پس از شکلگیری اعتماد، اژدر بخشی از «صندوق اسرار» خود را در اختیار او گذاشت؛ مجموعهای شامل فیلمهای قدیمی، تصاویر ارکسترها و بازیگران، اسناد خانوادگی و فیلمهایی که خود او ساخته بود».
آرتا «نزدیک شدن به سوژه» را یکی از مهمترین مسائل مستندسازی دانست و گفت در برخی لحظات فیلم، به نظر میرسد این اژدر است که فیلمساز را هدایت میکند. انتخاب زاویه دوربین، نمایش لرزش دستها، سیگار، خانه شلوغ و اشیای پیرامون اوبه انتقال جهان ذهنی این شخصیت کمک کرده است.
در ادامه، قاسمی بر اهمیت پژوهش و مطالعه در عکاسی تأکید کرد و گفت :«برای ثبت یک تصویر خوب باید بیشتر کتاب بخوانیم».
او مطالعه تاریخ را لازمه مواجهه با عکاسی معاصر دانست؛ چراکه آنچه نگاه یک عکاس یا فیلمساز را متمایز میکند، پشتوانه فکری و تاریخی اوست.
یکی دیگر از محورهای نشست، ثبت صداها و فرهنگهای محلی بود. قاسمی گفت :«تلاش میکند «صدای آدمهای بیصدا» باشد و با ثبت زندگی و زبان مردم، بخشی از تنوع فرهنگی و لهجههایی را حفظ کند که در معرض فراموشی قرار دارند».
در پایان، آرتا با اشاره به جایگاه اژدر در تاریخ هنر، مسئله دیدهنشدن او را مطرح کرد و گفت تاریخ هنر تنها توسط هنرمندان ساخته نمیشود، بلکه منتقدان و روایتهای تاریخی نیز در تعیین اینکه چه کسی دیده و چه کسی فراموش شود نقش دارند. از این منظر، «اژدر خالکوب» تنها روایت زندگی یک هنرمند نیست، بلکه تلاشی برای ثبت چهرهای در حاشیهمانده و بخشی از تاریخ تصویری و فرهنگی ایران است؛ تاریخی که مستند میتواند پیش از آنکه فراموش شود آن را ثبت و حفظ نماید.
























