سه شنبه ٢٩ خرداد ١٤٠٣



  چاپ        ارسال به دوست

در خانه هنرمندان ایران ؛

جلسه نمایش و بررسی فیلم تئاتر "شهر آفتاب مهتاب" برگزار شد

سینمای نو > سرویس تئاتر 

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی " سینمای نو " ، پس از نمایش این فیلم تئاتر ، نشست نقد و بررسی آن با حضور عباس غفاری (میزبان) و سیدمحسن حسن‌زاده (منتقد تئاتر) برگزار شد.

عباس غفاری در این برنامه گفت: این نمایش جز اولین تجربیات علی حاتمی در ادبیات فارسی و شعر کهن است. او در ادامه نیز در آثار دیگر چنین تلاشی را پی می‌گیرد و آثار مهمی را خلق می‌کند. "شهر آفتاب مهتاب" از جمله آثاری است که فقط برای ضبط تلویزیونی آماده شده و روی صحنه نرفته است.

سیدمحسن حسن‌زاده در ادامه این برنامه گفت: اگر بخواهیم درباره این نمایش صحبت کنیم باید در دو سطر بگویم که این اثر اتفاق بزرگ و سترگی در تاریخ نمایش ماست. زیرا پیشنهاد جدیدی در متن و کار گروهی در آن اتفاق می‌افتاد. البته اگر بخواهیم تنها با دیدن این نمایش، گروه هنر ملی را قضاوت کنیم؛ کم لطفی کرده‌ایم. زیرا این اثر تنها یکی از تجربیات گروه هنر ملی و از پیشنهادات آقای جوانمرد در آن زمان بوده است. در حقیقت پیشینه تشکیل گروه هنر ملی که به میانه دهه سی بر می‌گردد، اهمیت بیشتری دارد. زیرا اگر به این اتفاق از منظر تاریخی نگاه کنیم، باید بگوییم آنها در آن زمان پیشنهاد جدید، بدیع و حتی آوانگاردی را ارائه کرده‌اند و از همین رو باید مورد توجه قرار گیرند.

او افزود: لازم است بگویم که شرایط هنرهای نمایشی ما تا پیش از سال ۳۲، خیلی نمود و گستردگی به آن صورت نداشته است. به هر حال همه این شکل از فعالیت‌ها در خیابان لاله‌زار و در تئاتر فردوسی، تئاتر دهقان و تماشاخانه‌های کوچکی چون تئاتر نصر با متون غربی و ترجمه شده‌ای که معمولا خود مرحوم نوشین (به عنوان چهره شاخص آن عصر که تئاتر فردوسی را پایه‌گذاری می‌کند،) آنها را آماده می‌کرده، جریان داشته است. بنابراین تمام آنچه که از آن زمان به ما ارث رسیده است، متون غربی ترجمه شده‌ای است که پیشنهاد اجرایی به آن صورت نداشته است. شاید بتوان گفت که متون ادبی هستند که انگار برای اجرا رفتن ترجمه نشده‌اند. خود آقای جوانمرد در مصاحبه‌ای می‌گوید: «نوشین خودش واژه‌ها را کمی صیقل می‌داد و باتوجه به تجربه و آگاهی که داشت آماده می‌کرد که در زبان بازیگر بگردد تا بتواند واژگان را به صورتی ادا کند که آن طمطراق و عصا قورت داده‌گی که آن زمان روی صحنه در بازی بازیگران نمود داشته، کمتر شود.البته او نیز به اینکه متون غربی مرجع اصلی فعالیت هنرهای نمایشی ماست، اعتقاد داشته است.» با این همه این اتفاق تا بعد از کودتای ۲۸ مرداد ادامه پیدا می‌کند.

این منتقد تئاتر در ادامه بیان کرد: بعد از کودتای ۲۸ مرداد با آتش کشیدن تئاتر سعدی و تعطیلی کلی هنرهای نمایشی در آن مقطع زمانی، جمع کوچکی به صورت اتفاقی در منزل شاهین سرکیسیان جمع می‌شوند. اکثر این افراد در آن زمان هنرجویان هنرستان هنرپیشگی بودند که از بد اتفاق به کودتای ۲۸ مرداد برخورد کرده و تمام آموخته‌های آنها بی‌ثمر و بی‌نتیجه مانده بود. در حالی که عطش کار کردن و تجربه کردن را داشتند.عباس جوانمرد، علی نصیریان، فهیمه راستکار، جمشید لایق، اسماعیل داورفر، خجسته کیا تعدادی از افراد حاضر در آن جمع بودند. وقتی امروز ما به تجربیات و اتفاقاتی که در آن منزل از سر گذرانده می‌شود، نگاه می‌کنیم، می‌توانیم بگوییم که آنجا یکی از جایگاه‌ها و پایگاه‌هایی است که بسیار در تاریخ هنرهای نمایشی ما اثرگذار است. زیرا از دل آن پیشنهادهایی بیرون آمده و اجرایی می‌شود که بعدها مشخصا می‌تواند اثر گذار باشد و جریانی را در هنر تئاتر ایجاد کند.

حسن‌زاده در ادامه صحبت‌هایش گفت: آنچه که از عباس جوانمرد نقل می‌شود و ما به استناد آن می‌توانیم به واژگانی چون تئاتر مردمی و ملی برسیم؛ سال‌هاست بر سر زبان‌ها بوده و از سوی دولت‌های مختلف با آن بازی می‌شود تا به تعریفی برسند ولی اساسا شاید رسیدن به یک تعریف بزرگ‌ترین اشتباهی است که در این زمینه در حال رخ دادن است. در واقع این واژگان ماحصل تلاشی است که در این چند سال در منزل شاهین سرکیسیان اتفاق می‌افتد. البته شاهین سرکیسیان هم بسیار به متون غربی اعتقاد داشته است و از همین رو شروع به کار کردن این متون می‌کند اما آنها جایی برای ارائه آنچه که تجربه کرده‌اند ندارند. بنابراین همان منزل کوچکی که در خیابان رشت با مادر خود زندگی می‌کند را تبدیل به محفل تمرین، گعده و گفت‌وگو و صحبت می‌کند. اما این تجربیات بی‌نتیجه بوده و به صحنه ختم نمی‌شود.

ولی با این همه ادامه پیدا می‌کند و مرتبا تمرین می‌شود. در واقع خود سرکیسیان تنها کسی است که این تجربیات را مورد قضاوت قرار می‌دهد. تا جایی که به مقطع زمانی می‌رسیم که جوانمرد در یکی از مصاحبه‌هایش به آن اشاره می‌کند. جوانمرد می‌گوید که ما در حال کار روی متنی به نام مارگریت بودیم که من به همراه سرکیسیان آن را ترجمه کرده بودم. روزی سرکیسیان از امیرحسین جهانبگلو دعوت می‌کند تا بیاید و کار ما را ببیند و نظر خود را بگوید. جهانبگلو بعد از دیدن کار، همان جا نقد تندی به آقای سرکیسیان می‌کند. بازیگران جوان از آن نقد تند بسیار بر آشفته می‌شوند. نقد او در این راستا است که چرا به مردم خودتان نمی‌پردازید؟! و از متون نویسندگان ایرانی استفاده نمی‌کنید؟! البته سرکیسیان هم جواب تندی می‌دهد ‌اما همین تلنگر سبب تغییراتی می‌شود.

او ادامه داد: عباس جوانمرد فارغ از اتفاق رخ داده در آن جمع، به این پیشنهاد فکر کرده و به سراغ یکی از متون هدایت می‌رود و متن داستان «درد و دل‌های آ میز یدالله » را تبدیل به نمایشنامه «محلل» کرده و آن را با علی نصیریان شروع به تمرین می‌کنند. در حقیقت در آنجا این تلنگر که ما در متن نمایشی به زبان جدیدی برسیم که بتواند با گستره بیشتری از مردم عادی ارتباط برقرار کند، زده می‌شود. بنابراین تلاش برای رسیدن به این زبان در مقابل زبان ترجمه‌ای که در آن زمان وجود داشته، نقطه‌ای می‌شود که تحول اولیه را ایجاد می‌کند. عباس جوانمرد می‌گوید که برای رسیدن به این زبان و در حین تمرین‌ها، با علی نصیریان به مناطق جنوب شهر می‌رفتند تا ببینند که مردم عادی چطور صحبت می‌کنند و متوجه شوند که چطور می‌شود آنها را به کلام نمایشی یا دیالوگ در آورد. در نهایت فرجام این اتفاق تبدیل به اجرایی می‌شود که به دعوت مرحوم خانلری در دانشگاه تهران روی صحنه می‌آید. جوانمرد می‌گوید وقتی اجرا تمام شد، کل سالن فردوسی دانشگاه تهران در حیرت فرو رفته بود. چون آن مراسم مربوط به بزرگداشت صادق هدایت بود و قسمتی از آن به اجرای متن «محلل» اختصاص داشت. جوانمرد می‌گوید بعد از این سکوت، وقتی نور روی ما آمد، تماشاگران بدون درنگ ایستادند و شروع به تشویق ما کردند. حتی آقای سرکیسیان هم بعد از دیدن این تشویق باور کرد که ما می‌توانیم به سراغ زبان و کاراکترهای دیگری در متون نمایشی خود برویم.

این منتقد تئاتر در ادامه صحبت‌هایش بیان کرد: آنها در موقعیتی این کار را انجام می‌دهند که هیچ پیشنهاد جدید و زبان متفاوتی غیر از آن زبان ترجمه‌ای روی صحنه نرفته بوده است. به این ترتیب روشنفکران آن زمان ناگهان با شکل تازه‌ای از اجرا و زبان مواجه می‌شوند. در واقع این نقطه شروعی بوده است که علی نصیریان و عباس جوانمرد تصمیم می‌گیرند تا فاز خود را از گروهی که سرکیسیان دور خود جمع کرده بود جدا کنند و روی نمایش‌هایی کار کنند که قرار است تصویری از جامعه و مردمان خودشان ارائه دهد. این جسارت در آن مقطع زمانی به قدری اهمیت داشته است که باید بگویم شاید همین اتفاق سبب شده تا ما به مرور زمان با نمایشنامه‌نویسان و گروه‌هایی مواجه شویم که از دل این تجربه اعتقاد پیدا کردند که می‌شود اتفاق دیگری را رقم زد.



١٥:٢٨ - جمعه ١٤ ارديبهشت ١٤٠٣    /    شماره : ١٠٨٩٦٣    /    تعداد نمایش : ١٢١







سالن های نمایش


فیلم و صدا

سایر رسانه ها

گالری عکس

دارای مجوز شماره 89.25738

از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی


پیوندها

سینمای نو را دنبال کنید

کلیه حقوق این سایت برای سینمای نو محفوظ و استفاده از مطالب آن با ذکر کامل نام منبع مجاز است